دوران شیرین!!! دانشجویی پرستاری شازند 91
| ||
|
باتشکر نظرات شما عزیزان: مهرداد
![]() ساعت10:15---7 دی 1391
بعضی وقت ها سکوت میکنی
چون آنقـدررنجیـــــــده ای کــه نمی خواهـی حرفـی بزنــی. بعضــی وقت هـا سکوت میکنـی چون واقعــاحرفــی واســه گفتــن نـــداری گــاه سکوت یــه اعتراضــه.. گاهـــی هــم یـه انتظــــار اما بیشتر سکــــــوت واسه اینه که هیــچ کلمـــه ای نمــی تـــونـه غمـــی رو کــه در وجودم هست تــوصیف کنـه... شاید خیلی چیز ها رو تجربه کرده باشم ولی وقتی اسم تجربه میاد چیزی جز درد یادم نمیاد ... پاسخ:دستت درد نکنه مهردادجان واقعا که حقیقت همینه! man
![]() ساعت23:38---6 دی 1391
فکر خوب وجالبیه.ممنون از شما و اقای صفری که زحمت کشیدید و فکرهای خوب خوب کردید. منم حالا فکرامو میکنم یکی از تجربه هامو براتون مینویسم.
پاسخ:سلام دوست عزیز ممنون خوشحال میشیم اگرکامنت بذارید لطف میکنید!!!
سلام مسعود جون
من که واسه روشن شدن خیلی از مطالب کل (بیشتر) بیوگرافی زندگیمو تو کامنتام گفتم دوس داشتی بخون عزیز پاسخ:باشه مهدی جان حتما میخونم لطف کردی که گفتی! موافق
![]() ساعت21:57---6 دی 1391
شما و اقای صفری خیلی فکر خوبی کردید ما هم موافقیم.مرسسیی به خاطر ایده ی خوبتون.
پاسخ:سلام دوست عزیز بله خواهش میکنم ممنون میشیم اگر نظراتتون بگذارید! Aflatoni
![]() ساعت21:43---6 دی 1391
خودتون 2تافکرکردید.ازچندنفردیگه هم کمک میگرفتید خسته میشیدشما2تا.الان که تجربه ای یادم نمیاد ولی بعدهامیگم
موضوعات مرتبط: برچسبها: |
|
[ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |